پیغام مدیر : به شما كاربر گرامی سلام عرض می كنم . امیدوارم در این وبلاگ دقایقی خوبی را سپری كنید . برای آگاهی از امكانات این وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه این وبلاگ را مشاهده نمایید .
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل بازدیدها :
كل مطالب :
كل نظرات :
ایجاد صفحه : - ثانیه

روزهای بسیار حلق آویز شدن ، سنگسار شدن، زندانی شدن و بسیار بسیار ظلم ها بر رهگذران خیابون تاریکمون را میبینیم .روزهاست بر مجریان این ظلم لعنت فرستاده ایم . همانانی که رنگ پلیدی بر خیابونمون زدن ، همانانی که خیابونمون رو به کثیف ترین آشغالدونی تاریخ بدل کردن .
بلی زیاد حرف می زنیم ، زیاد می نالیم ، زیاد شکایت میکنیم ولی...
ولی صبح زود با برآمدن آفتاب پوست موز خود را بر سنگ فرش های خیابون می اندازیم!!!!!!

گروهی از رهگذران در گوشه ای از خیابون گرداگرد هم ایستاده اند ، درست در مرکز این دایره رهگذری را تا نیمه در خاک فرو برده اند . یکی از رهگذران خم میشود – سنگی از زمین بر میدارد به سنگ نگاهی می اندازد ، سنگ اشک ریزان ، آب دهنش را بر صورت رهگذر می اندازد ، ولی دل سخت تر از سنگ رهگذر حتی خراشی بر نمی دارد . با چهره ای بسان مشهورترین افراد سنگ را به طرف رهگذر مدفون شده پرتاب میکند ، دیگر رهگذران نیز به دنبالش.
رهگذر غرق در خون درد کشان می نگرد ، آه میکشد و ناله کنان فرو میریزد.
تو خیابون واژه جرم نیز چون دیگر واژه های خوب و بد در باتلاق کثافات دفن گشته


تو خیابون راه میریم و با هر قدم خود لکه ی کثافتی دیگر به دامن همیشه آلوده اون اضافه می کنیم .
ثانیه ها می گذرند و ما بیشتر و بیشتر بر رکورد پوچی های خود می افزائیم .
حق دیگر رهگذر را از نیستی ها می گیریم .
چهره ی گندیده ی خود را هر روز در آینه می نگریم تا از دیدن عمق این پلیدیها با خبر شویم ، گویی این خود نیز افتخاریست برای ما .
شیطان ، بی گناه ترین وجود بی وجودی است که او را خیاط لباس پوسیده ی خود می نامیم و همه را بر گردن اون می اندازیم .
زندگیه جهنمیمون روز به روز داره شدت آتیشش بیشتر میشه ، ما میسوزیم و آخ نمی گوئیم !!!!!
ولی از بهشت می ترسیم ؟!؟

قرن هاست انتشارات آسمان کتب خود را به عناوین مختلف ارائه می دهد و به قول خود کتاب جدید را برای کامل کردن کتاب قبلیش منتشر می کرد .
در این بین رهگذران نیز در طول تاریخ به یکی از آئین هایی که در پرتو این کتب شکل گرفت گرایش پیدا کردند .
تا اینکه انتشارات آسمان کتابی منتشر کرد و اعلام کرد این آخرین و کامل ترین کتاب ماست .
این کتاب که حدود 14 قرن پیش منتشر شد از همان آغاز پیدایشش و آئین همراهش به سرکوبی رهگذران جاهل پرداخت و سعی کرد با ارائه احکامی در شکل گیری مسیر رهگذران نقش اصلی را ایفا کند و این از همان آغاز تا زمان حال به نفع گروهی شد تا بتوانند با نام آئینی که رهگذران نسبت به آن تعصب داشتند خود به نیت های کثیفشان برسند .
رهگذرانی بسیار در این بین به علت مخالفت هاشان کشته شدند و این آئین با کشت و کشتار می خواست خرابه های بیشتری را به تصرف خود در آورد و بیشتر و بیشتر به گنجینه جنایات و کثافات خود بیافزایند.
ولی رهگذران که غرق در تعصبات خود بودند جنایات آئینشان را شایسته و مایه برکت می دانستند .
خرافات بسیار وارد زندگی رهگذران شد و خواسته هاو نیاز های اساسیشان از یاد ها رفت .
آئین کثیف رهگذران را زندانی خود کرد و این بردگان را ربات وار تحت حاکمیت خود قرار داد.
در گوشه و کنار صداهای مخالف شنیده می شد ولی یا به شدید ترین شکل سرکوب می شد یا در نطفه خفه .
حال در عصر ترقی رهگذران ، هنوز کفتار های این آئین به جنایات خود ادامه می دهند .
و این زنان بودند که قربانیان اصلی این مایه ننگ و ریشه پوچی ها و کثافات خیابون بوده و هستند.
رهگذران باید بدانند سارق اصلی گمشدشون همین آئین ددمنشی است که قرن هاست آنان را زندانی خود کرده است .
از خواب بیدار شوید ...