منوی كاربری

این وبلاگ را صفحه خانگی خود كن !    به مدیر وبلاگ ایمیل بزنید !    این وبلاگ را به لیست علاقه مندی های خود اضافه كنید !

پیغام مدیر : به شما كاربر گرامی سلام عرض می كنم . امیدوارم در این وبلاگ دقایقی خوبی را سپری كنید . برای آگاهی از امكانات این وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه این وبلاگ را مشاهده نمایید .

نظرسنجی
آدرس های دیگر
صفحات وبلاگ
1 2 3 4 5 6 7

لینك به ما / لوگوی دوستان
لینك به ما


لوگوی دوستان

آمار وبلاگ
امروز : شنبه 20 مهر 1387

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل بازدیدها :

كل مطالب :

كل نظرات :

ایجاد صفحه : - ثانیه

یکشنبه 15 مهر 1386
آشغالدونی

روزهای بسیار حلق آویز شدن ، سنگسار شدن، زندانی شدن و بسیار بسیار ظلم ها بر رهگذران خیابون تاریکمون را میبینیم .روزهاست بر مجریان این ظلم لعنت فرستاده ایم . همانانی که رنگ پلیدی بر خیابونمون زدن ، همانانی که خیابونمون رو به کثیف ترین آشغالدونی تاریخ بدل کردن .

بلی زیاد حرف می زنیم ، زیاد می نالیم ، زیاد شکایت میکنیم ولی...

ولی صبح زود با برآمدن آفتاب پوست موز خود را بر سنگ فرش های خیابون می اندازیم!!!!!!

نوشته شده توسط مدیر وبلاگ ساعت 10:10 ق.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

سه شنبه 2 مرداد 1386
سنگسار

گروهی از رهگذران در گوشه ای از خیابون گرداگرد هم ایستاده اند ، درست در مرکز این دایره رهگذری را تا نیمه در خاک فرو برده اند . یکی از رهگذران خم میشود – سنگی از زمین بر میدارد به سنگ نگاهی می اندازد ، سنگ اشک ریزان ، آب دهنش را بر صورت رهگذر می اندازد ، ولی دل سخت تر از سنگ رهگذر  حتی خراشی بر نمی دارد . با چهره ای بسان  مشهورترین افراد سنگ را به طرف رهگذر مدفون شده پرتاب میکند ، دیگر رهگذران نیز به دنبالش.

رهگذر غرق در خون درد کشان می نگرد ، آه میکشد و ناله کنان فرو میریزد.

تو خیابون واژه جرم نیز چون دیگر واژه های خوب و بد در باتلاق کثافات دفن گشته

نوشته شده توسط مدیر وبلاگ ساعت 05:07 ق.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

سه شنبه 12 تیر 1386
شروع دوباره

نوشته شده توسط مدیر وبلاگ ساعت 12:07 ب.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

سه شنبه 12 تیر 1386
خیابان ایران

زنی هستم ساکن یکی از تاریکترین خیابون ها بنام خیابون ایران ، خیابونی که دیر زمانی است رنگ روشنایی رو به خود ندیده و رهگذران آن سالهاست در آرزوی دیدن نور هستند.

با خود خلوت کرده بودم و داشتم لغت نامه ای را ورق می زدم ، دوست داشتم بهتر معنی برخی کلمات که ذهنم را آزار می داد پیدا کنم .

اول از همه رفتم سراغ حرف « ح » ، می خواستم معنی کلمه حق را بفهمم ، این طور نوشته بود :

حق : آنچه که در رابطه با  رفتار و برخورد رهگذران تعریف می شود و از طرف حکومت چگونگی آن مشخص می شود .

بعد از اون رفتم سراغ حرف « ز » تا ببینم زن یعنی چه ؟ این طور نوشته بود :

زن : [ ر.ج ] به مرد

پس رفتم و مرد را پیدا کردم :

مرد : دسته ای از رهگذران که بیشترین حق ، آنچه که حکومت تعریف می کند شامل این دسته می شود و می توانند از دسته دیگر یعنی زنان که کمتر نیمی از این حقوق را شامل میشوند برای اهداف خود بهره برداری کنند ، مرد اینجا می شود سالار و زن برای ارضای مرد و وسیله ای برای تولید نسل .

-این لغت نامه بیشتر به کتاب قانون شبیه بود-

ولی خارج از این تعاریف همه چیز در خیابان به خوبی مشهود است ، ما زنان در اولین مسائل خود نیز حق انتخاب نداریم  حتی نوع لباس ، بله نوع لباس را نیز حکومت برایمان تعریف میکند تا نکند کم بودن آن موجب تحریک مردان و ترویج فساد در خیابون پر شده از گندی و فحشای ما بشود . زن باید خانه نشینی باشد تا در خستگی مرد فراهم کننده ی نیاز های او باشد . بیرون از این خرابه سخن نگوید تا دیگر مرد صدایش را نشنود و به طور کلی لال شود ، چرا که نیازش را حکومت بهتر میداند !!!

البته این روزها مردان نیز صدایشان درآمده ، آنها نیز زیر فشار قرار گرفته اند ، چارچوب حقوقی آنها نیز مشخص گردیده .

هر دو دسته رهگذران وقتی خواهان حقوق واقعی خود باشند نه آن چیزی که در این لغت نامه خواندیم و حکومت دلش می خواهد ، به عنوان برهم زنندگان امنیت خیابون همیشه نا امن ، به شدید ترین شکل ممکن مجازات می شوند تا دیگر از این افکار به ذهن سرشار از امیدشان خطور نکند .

خیابون ایران را خیلی وقته به این حال و روز در آورده اند ... شما نوری می بینید ؟

نوشته شده توسط مدیر وبلاگ ساعت 11:07 ق.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

سه شنبه 12 تیر 1386
نمره هیچی!!!

تولد برای رهگذران اجباری است از طرف دیگر رهگذر

کودکی برای اینان سر آغاز سر مشقی ست که باید انجام دهند .

گذران زندگی یعنی انجام تکلیف .

مرگ برای اینان خط زدن تکلیف ، ولی جای نمره زیر آن خالی است.

فکر نکنم به پوچی و هیچ بودن بتوان حتی نمره صفر داد !!!

نوشته شده توسط مدیر وبلاگ ساعت 11:07 ق.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()


This Template Designed By Theme.MihanBlog.Com And Davood Jafari